۱۳۸۸ بهمن ۵, دوشنبه

مساله‌ی تزریق پول


* هایک می‌گوید تزریق ناگهانی پول و اعتبار به اقتصاد می‌تواند به تغییراتی در قیمتهای نسبی بین کالاها بوجود آورد و به سرمایه گذاری بیش از حدی منجر شود که قابل حفظ نیست. این امر تورمی را ایجاد کرده و باعث نابسامانی اقتصادی گشته و منابع تولیدی را در جاهایی متمرکز می‌کند که نباید آنجا متمرکز شوند. این نابسامانی و تورم، بیکاری گسترده‌ای را دربرخواهد داشت.
* مثال جالب هایک اینجاست : « وام‌های ارزانتر به مردم اجازه می‌دهد تا کسب و کارهای جدیدی راه‌اندازی کنند و به افرادی که از قبل در امر تولیدند این امکان را می‌دهد که هزینه‌ی بیشتری صرف تجهیزات سرمایه‌ای کنند. ارزانی تجهیزات سرمایه‌ای موجب آن چیزی می‌شود که اقتصاد دانان مدرن آن را «کثرت ساختار سرمایه» می‌دانند. در اینصورت تولید کالاهای پیچیده‌تر و ظریف‌تر که نیازمند مراحل اضافی تولیدند، موجب سود بیشتر می‌شود.» وی توضیح می‌دهد که این انبساط پولی یکباره و موقتی بوده است و تولیذ کنندگان نمی‌توانند از پس هزینه‌های تولید برآیند و بناچار تجهیزات را رها کرده و نیروی کار بیکار شده و مصرف کننده که اکنون نیازمند کالاست در تنگنا قرار می‌گیرد. یعنی رکود و تورم و بیکاری همزمان.
* به نظر هایک تزریق اولیه‌ی پول در کوتاه مدت موثر و مفید است و همه چیز موفقیت آمیز خواهد بود. اما وی می‌افزاید تورم همیشه ریشه‌های نابودی خود را با خود حمل می‌کند. تورم می‌تواند مسیر کسب و کار و اشتغال را تغییر دهد و سطح عمومی قیمتها را بصورت برگشت ناپذیری بالا ببرد.

این بخش بصورت مختصر به مضرات تزریق پول توسط نهاد دولت به نهاد بازار و صنعت را مورد توجه قرار داد. احساس می‌کنم نیازی به مقایسه و مثال نباشد.

۲۰ نظر:

فرید صلواتی گفت...

جب کلکسیونی!!!!!

فرزانه گفت...

سلام
بله واقعاً به مقایسه و مثال نیازی نیست .
دوستان رشد حجم پولی بودجه 89 را دیده اند ؟

فرانک گفت...

سلام
العاقل یکفی الاشاره
دانیم و دانند
مختصر و جامع شرح دادید
سپاس

محسن صالحی گفت...

دقیقا اقتصاد ایران در این چند ساله این موضوع را تجربه کرده است.

مرضيه گفت...

تو خود حديث مفصل بخوان ازين مجمل
توررررررررررررررررررم

مرمر گفت...

سلام.بلاخره موفق شدم این دو پست رو بخونم. لینکهای فریدریش هایک رو هم نسبی خوندم و یه چیزهایی دشتم اومد. در اینکه مطلبت نیازی به مثال ندارد شکی نیستاگر اشتباه نکنم اینکه مثلا اسکناس 1000 ریالی تبدیل به سکه ای به اندازه 2 قرانی سابق شده و یا اسکناسهای که در دست مردم است تا 50000 ریال هم رسیده هم ایجاد تورم میکند یا همان تزریق ÷ول!(من زیاد وارد نیستم اگه اشتباه میکنم بهم بگو)

ولی یه وسالی با خوندن این مطلب برام ایجاد شد. جامعه آمریکا مگر سرمایه داری نیست؟ و مگر اقتصاد آزاد ندارد؟ ولی در دو اسل اخیر به دلیل پرداخت وامها به تقاضیان تمام این مشکلاتی که یاد اوری کردی برای آمریکا و به تبعش تمام جهان ایجاد شد و امروزه اقتصاد جهان روزگار سختی را میگذراند.
خیلی دلم میخواد بدونم پس چرا اقتصاد امریکا و جهان دچار اشکال شد!؟

farzad گفت...

سلام. ممنون از پستهای جمع و جور و راحت الحلقوم و خوبت.

جواد خراسانی گفت...

دولت شوروی سابق و اقمارش همگی با سیستم متمرکز برنامه ریزی می شدند و بودجه هایشان را تنظیم می کردند. در آمریکا اصولا" چیزی بنام برنامه ریزی متمرکز دولتی و برنامه توسعه وجود ندارد، در آلمان برنامه ها در حد ایالت ها تهیه و تنظیم می گردد.
و جالب اینجاست که دولت جمهوری اسلامی در این سی سال دقیقا" با همان سیستم متمرکز بلوک شرق و ارتزاق کننده از پول نفت برنامه ریزی و سیاست گذاری شده است و نتیجه همین جایی است که حالا هستیم با فقر مضاعف، تورم دهشتناک، فاصله طبقاتی جهنمی و... خدا بدهد برکت .

تلخ گفت...

فعلا روند صعودی نرخ دلار در ایران بر خلاف نرخ جهانی آن را پیگیری کنید!!

دانشجوي سبز گفت...

سلام
مختصر و خوب
ممنون از كمك هاي نگارشي
سبز باشي

ناشناس گفت...

سلام. چه جالب! با این حساب باید منتظر یه فاجعه ی اقتصادی هم باشیم. واقعا اینجا چیزی وجود داره تا دل آدمو خوش کنه؟
درخت ابدی

دانشجوي سبز گفت...

هديه ي برادر عزيز هم وطن:اولين فيلتر
عزيز بيا وآدرس را اصلاح كن
سبز باشي

چراغ گفت...

بسیار خوشحالم از یافتنِ جنابِ رندِ لیبرال دموکراتِ قُم نشین.
این مقاله با عنوانِ "چگونه می‌شود تورم را متوقف نکرد" رو هم در اینجا بخون.
http://www.cheragheazadi.org/content/view/440/74/
مقاله ای است از فریدمن که رابطه ی پول و تورم رو نشون می ده، البته از دیدگاهِ مکتبِ شیکاگو. خوبیِ تحلیلِ هایک و دیگر اتریشی ها اینه که متوجه هستند که افزایش حجم پول علاوه بر افزایش سطح عمومی قیمت ها از اونجا که باعثِ کاهش کوتاه مدتِ نرخ بهره حقیقی میشه به تصمیمات سرمایه گذاری نادرست منجر میشه و نهایتاً به رکود ختم میشه.

ندا گفت...

سلام
ممنون که من را با وبلاگ تازگی آشنا کردین ، مطالب و بحث های جالبی را داره.

آیسودا گفت...

و آن چه که مردم از تورم دریافت می کنند کاهش قدرت خرید است. اما هزینه های پنهان
آن به مراتب بیشتر است.
1. Shoes- leather cost
2. Noise in the price system
3. Distortion of the tax system
4. Unexpected redistribution of wealth interference with long run planning

دست خیال گفت...

چقدر لذت می برم از مباحثی که سعی می کنی بر مبنای عقلانیت مطرح کنی.
***
عدالت یا هر مفهوم دیگه ای حتی اگه انتزاعی صرف هم نباشه و حتی اگه بشه بطور کامل در جامعه پیاده کرد و هر حتای دیگه ای باز هم یه مساله هست:تا آزادی حاکم نباشد هیچ مقوله ی انسانی و اخلاقی به سرانجام نخواهد رسید.آزادی هم قرار نیست به معنای آزادی حاکمان یا آزادی موافقان باشد که در اینصورت به دیکتاتوری اکثریت خواهیم رسید.باید برای اقلیت آزادی ایجاد کنیم تا پروسه قدرت به توازن برسد.و این توازن و تعادل بین اجزای سیستمه( دولت، نخبگان، نهادهای واسطه، احزاب، مردم و ...)که نهایتا میتونه عدالت یا هر هدف دیگه ای را به سراجام برساند.

ستاريان گفت...

سلام
البته من دارم با هايك در دو نوشته ي شما آشنا مي شوم.
اما از شما يك سوال دارم اگر هايك معتقد به ليبراليسم است و يا شما كه به ليبرال دموكراسي معتقد هستي به به اين سوال فكر كرده اي؟
سوال اين است:
مي دانيم كه سه اصل و قاعده اساسي ليبرال دموكراسي، مبتني بر حق راي ، آزادي و برابري در برابر قانون است. حالا سوالم اين است كه چگونه نظامي كه براساس سه اصل پيش گفته با مردم قراردادي بسته است كه طي اين قرارداد آزادي فردي با آزادي مدني معاوضه مي شود و انسان وظايفي را قبول مي كند تا از قوانين حكومت اطاعت كرده باشد و حكومت مي بايد براين قرار داد عمل كند تا مشروعيتش زير سوال نرود. حكومت چگونه خواهد توانست در مواقع بحران مثل تورم شديد و بيكاري به نفع گروههايي از جامعه كه آسيب پذيري بيشتري دارند وارد شده و با قوانين كنترل كننده ي صاحبان سرمايه اوضاع را به نفع گروههاي كم درآمد سامان بخشد؟ اگر ساماني داد، نسبت به قرارداد اوليه عدول نكرده است؟ عده اي را در برابر عده ي ديگري بدون رضايت و راي همه آنها حمايت نكرده است؟ اگر حمايت نكرد چگونه مي توان او را مقصر دانست؟ (مثال بحران اقتصادي اخير امريكا و بي خانمان شدن تعدادي از شهروندان و ارسال كمكهابه نهادهاي بزرگ پولي و بانكها)
اصولا اين قوانين كنترل كننده آيا نسبت به اهداف اخلاقي بي طرف است و يا قادر است اين اهداف را كه كاملا اخلاقي است توجيهات اقتصادي داده و اذهان را از مسير واقعي اش منحرف كند؟اصولا اخلاق در جوامعهي كه پايه اش بر سود است چه جايگاهي دارد؟ جوابت چيست؟

از شما بابت كامنت اخيرت ممنونم

----- استاد محمدرضا شفیعی کدکندی----- گفت...

گه ملحد و گه دهری و کافر باشد

گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد

باید بچشد عذاب تنهایی را

مردی که ز عصر خود فراتر باشد

مقداد گفت...

سلام
مدتی است آزردگی خاطرم کمابیش مرتفع شده
مدتی است دیگر "حالم بد نمی شود"
به ذهنم رسید دیگر شخصی فلسفه خواندن و وبلاگ نویسی و بسنده کردن به چند استاد اطرافم ارضایم نمی کند
می خواهم با بزرگان آشنا شوم
بیشتر بیاموزم
کار کنم
برای شروع توانستم مراد فرهاد پور را پیدا کنم
آشنایی خوبی با او دارم
4 جلسه کلاس برگزار می کند.قصد شرکت دارم
اما غرض از گفتن تمام این ها فقط یک خواسته بود:
پیشنهاد های دیگری برایم دارید؟
موسسه ای آموزشگاهی که بتوانم در کنار درسم در آن شرکت کنم؟
یا نمی دانم ...

دیالوگ سرخ گفت...

من هنوز نفهمیدم تو درس هایی که می خونم تو علامه ...
که این بابا (هایک) آخر سر، مکتب پولی میلتون فریدمن رو قبول داشته یا نه...؟

فعلا بروزم با یک مطلب اقتصادی "اقتصادی آمریکایی داشته باشید و سعادت مند شوید!!!"