حرکتی که علیرضا افتخاری در مواجهه با رییس دولت انتصابی موسوم به قوه ی مجریه انجام داد باعث بروز واکنش هایی از سمت برخی اقشار مردم شد. فشارهای وارده به حدی بود که افتخاری در مصاحبه ای اعلام داشت ایران را برای همیشه به مقصد فرانسه ترک می کند.
افتخاری صدای گرمی دارد که در تاریخ موسیقی سنتی و پاپ ایران کمتر شنیده شده. مزیت عمده ی او همین صداست؛ اما در عوض پرکاری اش ویژگی منفی ای است که باعث شده هرگز نتواند خود را به سطح مقبولیت و مشروعیت خوانندگانی چون اساتید بزرگوار شجریان و ناظری برساند. او چندین تصنیف دلنشین و ماندگار خوانده که در اذهان ایرانی ها باقی خواهد ماند، اما کارهایش به طور کلی در سطحی پایین تر حتی از سالار عقیلی و علیرضا قربانی قرار دارد.
گذشته از ارزش گذاری و قضاوت درباره ی حرکت او و نیز متن مصاحبه اش اینجا سئوالی مطرح می شود که آیا می توان ارزش هنری آثار یک هنرمند را جدای از شخصیت او دانست یا خیر؟ افتخاری اولین هنرمندی نبود که با مسائلی اینچنین مواجه می شود. به طور مثال رومن پولانسکی و لویی فردینان سلین را به نوعی می توان ذکر کرد و نیز دیگرانی مانند آنها.
اما نوع برخورد برخی از دولتیان هم در روبرو شدن با چنین مسائلی هم جالب است. صدای استاد شجریان را پس از مصاحبه هایش در نقد حکومت فعلی مهوع خواندند و ادعا کردند که یک چوب خشک صدایش از وی بهتر است. حال اینکه بر نگارنده معلوم نیست که صدای چوب خشک چه صدایی ست که همانهایی که تا قبل از این وقایع «ربنا» ی استاد را باعث ایجاد معنویت در سر سفره ی افطار می دانستند همچو ترهاتی از ذهن و زبانشان می بارد؟
شاید این سئوال و این نکته هم مطرح باشد که آیا جهت گیری سیاسی و نه اجتماعی، در شان یک هنرمند است یا خیر؟ در حسن نیت استاد شجریان و تلاش همیشگی اش برای کاهش آلام دردمندان چه هنگام زلزله ی بم و چه هنگام وقایع یکسال و چند ماه اخیر شکی روا نیست؛ اما اصرار بر انتشار برخی مواضع سیاسی شاید همیشه هم آن قدر مفید به فایده نباشد. چه که هنرمندانی در داخل همین مرز و بوم مشغول فعالیت و البته تلاش برای رسیدن به اهداف جنبش سبز هستند.
اما نوع برخورد برخی از دولتیان هم در روبرو شدن با چنین مسائلی هم جالب است. صدای استاد شجریان را پس از مصاحبه هایش در نقد حکومت فعلی مهوع خواندند و ادعا کردند که یک چوب خشک صدایش از وی بهتر است. حال اینکه بر نگارنده معلوم نیست که صدای چوب خشک چه صدایی ست که همانهایی که تا قبل از این وقایع «ربنا» ی استاد را باعث ایجاد معنویت در سر سفره ی افطار می دانستند همچو ترهاتی از ذهن و زبانشان می بارد؟
شاید این سئوال و این نکته هم مطرح باشد که آیا جهت گیری سیاسی و نه اجتماعی، در شان یک هنرمند است یا خیر؟ در حسن نیت استاد شجریان و تلاش همیشگی اش برای کاهش آلام دردمندان چه هنگام زلزله ی بم و چه هنگام وقایع یکسال و چند ماه اخیر شکی روا نیست؛ اما اصرار بر انتشار برخی مواضع سیاسی شاید همیشه هم آن قدر مفید به فایده نباشد. چه که هنرمندانی در داخل همین مرز و بوم مشغول فعالیت و البته تلاش برای رسیدن به اهداف جنبش سبز هستند.