* گل سرخ دوست داشتی یا محمدی؟ من که آن روزها فرق این دو را نمی دانستم. تو برایم محمدی آوردی و من گل سرخ. گلت بوی ترشی لیته می داد. رویم نشد بگویم آن شیشه ی ترشی شکسته را... چه قدر آن روزها دروغ می گفتم.
* نمی دانم چه مرضی داشتم. همیشه دلهره داشتم، زبانم هم گاهی بند می آمد. تو می گفتی حرفی برای زدن نداری. شاید... زورت بیشتر بود چه شایدی؟
* می خواستی بروی، اما دلت می خواست تقصیر بر گردن من باشد. نازک ترین موهای دنیا هم در برابر گردن من مثل تنه ی درخت بود. خب برو... فکر مرا نکن پشت شیشه ی تاکسی. برو...
* این پاره پاره ها عجیب فراموش نشدنی هستند. حتی اگر... ان و لن و کی، اذن حتی و لِ