- چرا تعداد شوخ طبع ها این قدر از اخموها کمتر است؟ چرا آنهایی هم که شوخ طبعند معمولا اخمو به نظر می آیند؟
- شوخ طبعی و خنده و طنز و خنداندن در ادیان چه جایگاهی دارد؟
- کدام سنت فرهنگی یا ملی در کدام نقطه ی جهان بر طنز تاکید کرده است؟
- آیا می توانستیم به جای قربانی کردن انسان یا حتی گوسفند، نذر کنیم که دیگران را بخندانیم؟
- خواننده ی گرامی قبل از نوشتن نظرت فرق بین شاد کردن و خنداندن را حتما در نظر داشته باش
۱۳۸۹ آبان ۱۱, سهشنبه
تاملات خنده دار ِ کافکایی
۱۳۸۹ آبان ۷, جمعه
تاملات کافکایی - بابلسری - دیگر گروانه
- رنج می کشیم و گاهی برای فرار از رنج کشیدن، «دیگری» را آزار می دهیم. چرخه ی تکراری و نامنصفانه ای ست.
- گناهی غیر از آزار «دیگری» وجود ندارد، طاعت از دست نیامده گنهی دیگر می کنیم. یا باز هم رنج می کشیم.
- آدمیان ناگزیر از ارتباط با «دیگری» هستند و اخلاق ضمن رابطه با «دیگری» معنا و مفهوم می یابد.
- خویش را بخواهیم و «دیگری» را هم نیز. اگر به یک دوراهی بربخوریم آنگاهست که لحظه ی تصمیم، لحظه ی جنون است.
اوایل همین هفته به بابلسر رفته بودم. سه دوست را دیدم. علیرضای اول با وبلاگ جدیدش، علیرضای دوم لیبرال غمگین و البته جسور و ایوالیوشای ورژن تحت خدمت. این پست هم تقدیم می شود به جناب ایوالیوشا و بحثی که به علت کمبود وقت موکول شد به فرداها. بحث دوستی و «دیگری»
۱۳۸۹ مهر ۱۳, سهشنبه
تاملات کافکایی 27
- زرتشت، عرفان پست مدرن، اوشو، برایان تریسی، ذبیح ا... منصوری و اکنکار، شده مطالعه ی عمیق. گاهی هم مسیحی می شوند. آشفته بازاری ست.
- هر کاری هم که بکنیم اکثریت بالایی ها را دزد می نامند.
- ادیان خود را درگیر مسائلی کرده اند که علاوه بر عدم صلاحیت در آن حوزه ها حتی موضوع را هم خوب متوجه نشده اند. مثل مخالفت با سقط جنین آن هم در دنیایی که با خطر انفجار جمعیت روبروست.
- وقتی چیزی یا کسی محاسبه ناپذیر و دست نایافتنی شد به همان نسبت غیر قابل احترام هم می شود.
۱۳۸۹ مرداد ۲۲, جمعه
تاملات کافکایی - مازنی - تخلیه ای
* روی درب خانه یکی از دوستان حدود پنجاه عدد برچسب تخلیه ی چاه چسبانده بودند. گفتم گویا شما بیشتر از اهالی محله ...
* شاید جهانی که در خواب می بینیم و تجربه می کنیم مهمتر از جهان بیداری باشد. شاید این خواب ما حقیقی ترو اصیل تر از بیداری مان باشد. هر چه باشد در خواب به کسی ضرر و زیانی نمی زنیم.
* حدس بزنید پیروان کدام یک بردبارترند؟ ادیان تک خدایی یا ادیان چند خدایی؟
۱۳۸۹ مرداد ۱۰, یکشنبه
تاملات کافکایی - تاریخی
۱۳۸۹ خرداد ۲۵, سهشنبه
تاملات کافکایی 23
* حتی در تکامل یافته ترین ساختارها وجود حوزه ای به نام حوزه ی انتقادی بخش لازمی ست.
* اگر اندک نگرانی ای بابت ارزش های اخلاقی نبود، لازم هم نبود کسی کارهایش را توجیه کند.
* نصف بودن سهم زن از ارث یا وجود دو شاهد زن در برابر یک شاهد مرد، همان قدر توجیه پذیر است که بگوییم راست دست ها نسبت به چپ دست ها از حقوق اجتماعی بیشتری بایستی برخوردار باشند.
۱۳۸۹ خرداد ۱۷, دوشنبه
تاملات کافکایی دودی نصیحتی
* حالا واقعا دلتان برای آن نوه ی همام (؟) سوخته؟ خیلی ببخشید ولی معمولا این ابراز احساساتها موسمی ست.
* این که یک گونیا و نقاله و متر دستمان بگیریم و خلوص افراد را بسنجیم یعنی چه؟ مگر قرار است جایی استخدام شویم؟ حتی آن هم مسخره ست. دست بردار آقاجان دست بردار.
* یک نفر دست این دوست ما را بگیرد و به او بگوید برادر این نسبی گرایی را ول کن. چطور می شود گفت بن لادن و چامسکی هر دو بر حق باشند؟
۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه
تاملات کافکایی استفهامی خودمانی
* چرا یک سری افراد از تفکرات به اصطلاح نسبی خودشون این قدر سرسختانه دفاع می کنند و بعد به بقیه اشکال می گیرند که یکدنده هستید؟
* فکر می کنید آزادی اولویت دست چندم فعالان سیاسی کشوره و از بین اونهایی که این موضوع براشون اولویت اصلیه چند نفرشون حاضرند جونشون رو بدهند؟
* اعدام مجازاتی سخت است. سخت ترین نوع مجازات. عملی ست بازگشت ناپذیر. اعدام بد است. اما واقعا مجازات صدام چه بود؟
۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۸, سهشنبه
تاملات کافکایی راسلی
* الهیات به دنبال اطاعت مردمان است. پیوندش با فلسفه و منطق آنگاه خطرناک می شود که عبودیت و بندگی را به ضرورتی تردید ناپذیر تبدیل کند.
* اگر در مقابل خیالهایمان تسلیم شویم چه می شود؟ فاجعه هم برای خودمان هم دیگران. ترس از هر نوع خیالی و تلاش برای زدن رنگ واقعیت به هر نوع خیالاتی.
* جالب است با عقل ستیزی توانسته اند جوامع را به صورت عقلانی اداره کنند. می همیشه بر ما حرام بوده و بر آنان حلال.
۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۵, شنبه
تاملات منطقی کافکایی راسلی
* شعر می نویسند، استدلال می نامندش، رگ گردن نشان می دهند، دلیل می نامندش، خطبه ی روز آدینه سر می دهند، مدرک می خوانندش. چه غریب سرزمینی ست اینجا. حتی آن مجازی اش.
* تامل وارده از یکی از دوستان: «منطق زندگی گاهی حکم می کند که بی منطق باشی.»
* توانا یعنی توانا. پس منطقی ست بتواند حتی گذشته را هم تغییر دهد.
۱۳۸۹ فروردین ۱۲, پنجشنبه
تاملات کافکایی 18
۱۳۸۸ اسفند ۲۳, یکشنبه
تاملات کافکایی 17
* وقتی چیزی را در تاریخ نمی یابیم می رویم به سمت اسطوره و امور فراتر از تاریخ.
* به قول یکی از دوستان بنده به سادیسم فکری مبتلا هستم.
* شاید بیشتر پیشرفتهای پزشکی بر اثر این باشد که ما موضوعی به نام «مرگ» را نمی فهمیم یا نمی دانیم.
* زبان و منطق وقتی در خدمت توجیه ستم و خرافات قرار گیرد آغاز فاجعه ای دردناک است.
۱۳۸۸ بهمن ۲۸, چهارشنبه
تاملات کافکایی 16
* یعنی ایوب جواب سئوالاتش را از خداوند گرفت؟*
* هیچ چیز را هولانگیز تر از «انسان» ندیدم.
-------------------------------------------------------------
* پینوشت: رجوع شود به کتاب تاثیر گذار «یادبود ایوب در جهان ِکافکا»
۱۳۸۸ بهمن ۲۵, یکشنبه
تاملات کافکایی پوپری 15
* میگویند تحمل سختی را نداریم، ما مگر رنگ خوشی را هم دیدیم؟
* نادانی به حقیقت نزدیکتر است تا به پیشداوری.
---------------------------------
پس نوشت:
دوستان بد نیست اینجا را هم مروری کنند.
۱۳۸۸ بهمن ۲۰, سهشنبه
تاملات کافکایی 14
* البته دروغ کمتر میگویند منتهی تکنولوژی پیشرفت کرده، بیشتر پخش میشود.
* برای زندهگان در گورستان سخن نمیگویند. آن از دنیا رفته سی سال پیش خطاب به مردهگان گفت برق مجانیست. شما چرا باور کردید؟
* ده کتاب نوشتی که ردّش کنی؟ یک کلمه بگو چرند گفته. قضاوت با تاریخ.
۱۳۸۸ بهمن ۱۲, دوشنبه
تاملات انتقادی کافکایی
* یارو، همان کارگردانی(؟) که پروندهی قتلش هنوز مفتوح است، در تلویزیون از حقیقت میگوید و ساده زیستی. یکی نیست بگوید عربده کشیهایت در آن جشنواره یادت هست؟ شلوغکاریهایت بابت «آدم برفی» جلوی سینما که باعث شدی بانویی جان خود را از دست بدهد؟ یکی نیست بگوید پدیداری ِهمان حقیقت یعنی کهریزک و اعدام دو جوانی که دو ماه قبل از انتخابات(؟) دستگیر شدند و بهجرم وقایع بعد از انتخابات به اشد مجازات محکوم شدند.
* جداً اینها شب که میخواهند کپهشان را بگذارند از خودشان خندهشان نمیگیرد؟ آمار و ارقام در باب پیشرفت، دفاع از حق آزادی بیان و قلم، ظرفیتهای نظام، مدیریت بر جهان، نابودی استکبار، افزایش قدرت(؟) خرید مردم و...
* احساس میکنم بت پرستان در کار خود از همه صادقترند.
۱۳۸۸ آبان ۹, شنبه
تاملات کافکایی 13

* عمر جاویدان نوعی تنبلی بوجود میآورد. این ترس انسان از مرگ است که وی را به جستجوی کمال میکشاند.
* پس از مرگ هر پیشوایی، پیروان خاصش هر مزخرفی را در قالب حرفهای او به خورد مردم دادند.
* اگر نگرانی حتی ظاهری دربارهی ارزشهای اخلاقی نبود دیگر لازم نبود کسی کارهایش را توجیه کند.
* جهان ِغرب آنچنان در برابر آشویتس و داخائو گیج شده بود که برای به مسئولیت نگرفتن همچو فاجعهای، سعی کرد حتی آن را انکار کند.
۱۳۸۸ مهر ۲, پنجشنبه
تاملات کافکایی12

* روشهای علمیای که با انتقاد مخالفند به طور غیر مستقیمی از وضع موجود دفاع میکنند.
* کلیسا گویا مایل بود نظرات علمی جدید را بپذیرد؛ مشکلش این بود که افرادی غیر مسیحی و خارج از کلیسا به آن دست یافته بودند. میدانید که دیگری همیشه اَخ و یا به قول سارتر، دوزخ است.
* معمولا رذایل فردی ما فضیلتیست جمعی و برعکس.
* کسی میداند سوکارنو نیم میلیون انسان را در اندونزی کشت؟ کسی میداند گروه کمونیست راه درخشان در پرو در ده سال 25000 نفر را کشت؟