‏نمایش پست‌ها با برچسب معرفی کتاب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب معرفی کتاب. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ آذر ۲۹, دوشنبه

خشک مغزیّ ِ تو با ما شهره ی آفاق بود


استاد مصطفی ملکیان در این لینک درباره ی ابراز عقیده ی بی دلیل سخنی به میان آورده.
بارها هنگام مواجهه با بحث های وبلاگی یا حضوری و... متوجه می شوم برخی افراد سعی می کنند عجز و ناتوانی خود را در مرتب کردن و صورتبندی و ارائه ی دلایل و براهین، با پریشان نویسی یا پریشان گویی و آوردن مطالب و موضوعات بی ربط به بحث ، پنهان کنند. اینگونه نیست که بگوییم همه حق دارند و حقیقت میان همه پخش شده و چرندیات پست مدرنها را تکرار کنیم.
حقیقت در پس گفتگوها پنهان شده و احتمالا هم هویدا خواهد شد. البته از نظر نگارنده حقیقت کلی شاید دست نایافتنی باشد؛ اما اصطلاح «خرده حقیقتها» را هم می توان به کار برد. یعنی رسیدن به نوعی حقیقت کوچک.

این بحث مختصر و نابسنده را با معرفی یک کتاب بسیار جذاب در همین حیطه به پایان می رسانم:
چرندیات پست مدرن - سوء استفاده ی روشنفکران پست مدرن از علم / آلن سوکال - ژان بریکمون / ترجمه ی عرفان ثابتی / نشر ققنوس / چاپ اول 1384 / 3500 تومان

۱۳۸۹ آذر ۲۶, جمعه

چه می خواهیم؟



آیا رسیدن به اهداف و ارزش هایی که انسانها در طول تاریخ برای رسیدن به آن مبارزه کرده اند، می کنند و خواهند کرد مهم تر است یا روش های حکومتی ای که شاید رسیدن به آنها را تضمین کند؟ آیا دموکراسی راهی مطمئن برای رسیدن به آن است؟
دموکراسی حتی هنگام رسیدن به وضعیت مطلوب، ضمانتی برای حفظ آن ارزش ها را به ما می دهد؟

آزادی بیان، دین، اجتماعات و رفع هر گونه تبعیض نژادی و عقیدتی و... حفاظت از استقلال فرد در برابر انواع اجبار، دفاع از حقوق شخصی زندگی و مالکیت، تساوی در برابر قانون و محاکم و در یک کلام پیگیری شادکامی و رفاه آحاد جامعه را شاید دموکراسی برایمان به ارمغان بیاورد؛ اما اگر همین دموکراسی حکم دهد به قدرت رسیدن گروهی نژاد پرست، فاشیست و جنگ طلب و تمامیت خواه یا به طور خلاصه دشمن آزادی، چه باید کرد؟
آیا دموکراسی هماره مقدم بر این اصول و ارزش ها و اهداف است؟

نظر شخصی بنده نیاز به بازگویی ندارد. اما توصیه می کنم به خواندن این کتاب:

آینده ی آزادی - اولویت لیبرالیسم بر دموکراسی / فرید زکریا / ترجمه ی امیرحسین نوروزی / انتشارات طرح نو / چاپ دوم 1385 / 4000 تومان

۱۳۸۹ آبان ۲۸, جمعه

حدیث آرزومندی



کتاب جدید استاد مصطفی ملکیان منتشر شد.
حدیث آرزومندی - جستارهایی در عقلانیت و معنویت توسط نشر نگاه معاصر در 364 صفحه و به قیمت 7500 تومان منتشر شده.
این کتاب چند مقاله ی فوق العاده خواندنی دارد که یکی اش اولویت فلسفه بر دموکراسی ست که در جواب فیلسوف فقید آمریکایی ریچارد رُرتی نوشته شده.
حرف از ریچارد رُرتی شد و باز هم به یاد دوست دربندم جناب علیرضا کیانی عزیز افتادم. آرزوی رهایی و سلامتی برای یکی از جسورترین و صادق ترین فعالان دانشجویی کشور را خواستارم. چه لحظاتی بود که با او در این باب حرف می زدیم و چه تلخ است یادآوری شرایط کنونی اش.

۱۳۸۹ آبان ۱۵, شنبه

فضیلت عدم قطعیت


گاهی اوقات کتابی را در دست می گیری و حس می کنی چه قدر دیر با آن مطالب آشنا شدی. حسرت می خوری که چه قدر اشتباه فکر می کردی و حرف می زدی. از این دست کتابها زیاد نیستند، کتابهایی که ارزشمند و در عین حال بسیار مفیدند. هر کس به فراخور موضوعات مورد علاقه اش ممکن است به این نوع کتابها برخورده باشد.
سه چهار روزی ست در حال خواندن کتاب «فضیلت ِعدم قطعیت در علم شناخت ِاجتماع» نوشته ی دکتر مرتضی مردیها هستم. چهار سال است هر بار این کتاب را می دیدم خرید و مطالعه اش را به آینده موکول می کردم تا بالاخره همت(؟) کردم و خریدمش.
درباره ی اینکه موضوع کتاب چیست همین بس که مطالب مطروحه اش به درد علاقمندان علوم انسانی و بویژه اهالی جدال ها و بحث های کامنتی در این زمینه ها که خوشبختانه کم هم نیستند، می خورد.

از نویسنده اش همین بس که هر چه کتاب از او خوانده ام یکی از دیگری پربارتر و آموزنده تر. بخشی از دانسته های بسیاراندکم را مدیون این استاد دوست داشتنی هستم.
این کتاب را اینجا می توان تهیه کرد.

http://www.adinebook.com/gp/product/9647134657/ref=sr_1_1000_3/156-2283944-2004690

۱۳۸۹ مهر ۲۶, دوشنبه

ما کجاییم در این بحر تفکر؟



« اگر فرمانروایی خودکامه را با ملتی مقایسه کنیم که تابع قانون نیست، خواهیم دید که معایب ملت سبک تر و کوچک تر از معایب فرمانرواست... از ابلهی های ِملتی که زنجیر نظم و قانون را گسسته است نباید زیاد ترسید. در این مورد شر حاضر ترس آور نیست. ترس آور شری ست که ممکن است از آن نشات بگیرد زیرا که بی نظمی، بیشتر اوقات به پیدایی ِفرمانروایی خودکامه می انجامد.»

ماکیاولی - گفتارها - ترجمه ی محمد حسن لطفی - ص 183


«چون پادشاه به فرمان حق قیام نماید، و از متابعت هوا اجتناب کند، و رعایا را در پناه دولت و حصن حراست و کنف سیاست ِ سلطنت خویش آورد...شایستگی خلافت حق گیرد و... اگر به ظلم و جور و متابعت از هوا و مخالفت خدای مشغول شود، صورت قهر و غضب خدای باشد و...»

نجم الدین رازی - مرصادالعباد - به اهتمام محمد امین ریاحی - انتشارات علمی و فرهنگی - صص 430-431

خود مقایسه کنید میان دو سیاست نامه نویس. یکی که به اشتباه معروف شده به توجیه کننده ی حکومت استبدادی و حامی ظالمان و تشویق گر زیرپا نهادن اخلاق در سیاست و دیگری یکی از مفاخر دوران طلایی. اولی به روشنی و وضوح، خطر استبداد را بیشتر از هرج و مرج دانسته و دومی حتی ظلم پادشاه را شکلی از بروز قدرت خداوند می داند.

هر دو برگرفته از متن این کتاب خوب :

استبداد در ایران - حسن قاضی مرادی - نشر کتاب آمه - چاپ چهارم 1389- 7000 تومان

۱۳۸۹ مهر ۷, چهارشنبه

Efaf`s Lebens welt


چند وقت پیش بود که دوستی گفت فلان مقاله را که در فارس نیوز منتشر شده خوانده ای؟ حقیر جواب منفی دادم. گفت یک نفر آمده و همه چیز را به جنسیت ربط داده از معماری تا رسانه و ورزش و... حدس هایی زدم که احتمالا ریشه اش کجا باید باشد. سربسته و مختصر به آن دوست گفتم درست است که نخوانده ام اما این مطالب به گوشم آشناست و ...
اصل مقاله را در آن خبرگزاری(؟) خواندم و نام نویسنده را رویت کردم. برایم ناآشنا بود. در محیط مجازی کاوش کرده و متوجه شدم در دانشگاه تهران مشغول تدریس فلسفه ست. چراغهای زیادی در ذهنم روشن شد. اکبر جباری شاگرد رضا داوری و او هم شاگرد ارشد احمد فردید و... باز هم حلقه ی فردیدی ها.
نام مقاله ی مذکور که اصلش را در وبلاگ منتسب به نویسنده یافتم «حجاب و زیست جهان ِجنسی» نام دارد. زیست جهان یا (Lebens welt) را اول بار ادموند هوسرل فیلسوف و پدیدار شناس شهیر آلمانی که مقام استادی مارتین هایدگر را در دانشگاه فرایبورگ برعهده داشت به کار برد. به نظر هوسرل هر یک از ما در جهان ویژه ی خویش زندگی می کنیم. زیست جهان، مکان نهایی زندگی همه ی ماست. جهانی ست که در آن می اندیشیم و این جهان نیز اندیشه ی ما را می سازد. زیست جهان دنیای تجربه های هر روزه ی ماست که در مکان و زمان گسترش یافته و تجربه های ما را بهم مرتبط می کند. پس از آن زیست جهان برای هر شخص به صورت قاعده درمی آید. همچون موضوع عادتی آشنا. بحث هوسرل گسترده تر از آن است که به آن بپردازیم. این شرح مختصر و نابسنده از آن جهت درج شد که با روش بحث نویسنده ی مقاله آشنایی پیدا کنیم.*
نویسنده در ابتدا بدون هیچ شرح و مقدمه ای واژه ی مجعول «بیحجابی» را برگرفته و تاریخچه اش را از صندوقچه ی تاریخ خودخوانده و نانوشته ی خود می نویسد.
در ادامه سعی می کند بین این واژه و روش پدیدارشناسی نوین (گذشته از صحت و حجیت و اعتبار آن در میان اهالی فلسفه) پلی بزند و در این میانه از روانکاوی فرهنگ عامه هم مدد می گیرد. ناگفته پیداست که با چه آش در هم جوشی روبرو خواهیم بود.
اگر با نظرات برخی متفکران مکتب فرانکفورت نظیر هربرت مارکوزه آشنا باشید هنگام مطالعه ی مقاله ی حجاب و زیست جهان جنسی متوجه خواهید شد که اکثر شواهد و مثالهایی که نویسنده ذکر می کند کاملا از روی آثار اصلی این متفکر آلمانی برداشته شده. کتابهایی مانند «انسان تک ساحتی» و «اروس و تمدن» که دومی گویا هنوز به فارسی ترجمه نشده. گرچه نتیجه ای که جباری از این بحث می گیرد کاملا در راستای پیش فرضیات و گفتمان غالب حاکمان فعلی ست. یعنی از موضوعات توصیفی و تشریحی ای که مارکوزه در تحلیل جوامع مدرن و سرمایه داری داشته به نوعی به تجویز و توصیه می رسد و تجویز ِداشتن ِحجاب برای زنان در جامعه ی امروز.
در برخی مثالها مخصوصا معماری و فوتبال، نویسنده ی مقاله گریزی به آثار بری ریچاردز می زند. مخصوصا از کتابها و مقالاتی که دکتر حسین پاینده از این متفکر ترجمه کرده. در این آثار ریچاردز با مطالعه ی موردی و تطبیقی مخصوصا در جامعه ی بریتانیا، علت علاقه ی عامه ی مردم به فوتبال یا کشیدن سیگار را به نوعی در مقولات جنسی می بیند. نگارنده در مقام قضاوت نیست و روانکاوی را هم به مثابه ی یک شبه علم می داند که نمی توان نتایج آن را تعمیم داد و از آن یک خروجی ِقطعی گرفت.
اما گویا آقای جباری آنچنان که در سطور پایانی مقاله هویداست با شور و شوق تمام به صورت گزینشی شواهد خود را مستند کرده و به این نتیجه می رسد که : «اگر عالم و زیست جهان قومی، عفیف باشد، طبیعتاً سلوک و مشی انسانها نیز عفیف خواهد بود». حال نمی دانم نظر پدیدار شناسانی مانند هوسرل و برنتانو و مرلوپونتی در باب زیست جهان ِعفیف چیست.
آیا براستی با ترمیم معماری و تعویض قوانین فوتبال شاهد جامعه ای با اشخاص عفیف خواهیم بود؟
----------------------------------
* از کتاب «مدرنیته و اندیشه ی انتقادی» / بابک احمدی / نشر مرکز / صص 71-72

۱۳۸۹ مهر ۳, شنبه

مقاله ای در شرح مقاله ای که گویا خوانده نشد

  • اینکه من نمی دانم معنی افتخار چیست و عمل افتخار کردن برایم بار معنایی ِ مثبت ندارد دلیل بر مخالف بودن من با افتخار نیست. هنوز بر من پوشیده ست که افتخار کردن به گذشته، ملیت و قومیت و...چه عامل مثبتی برای پیشرفت و ترقی یک ملت می تواند باشد؟
  • مقایسه ی میان تیمور و هیتلر از یک سو و محمود غزنوی و نادر شاه افشار از سوی دیگر این را نشان می دهد که عمل زشت و وحشیانه فارغ از بند زمان و مکان است. ایرانی بودن و رشادت و میهن دوستی ِ مرحوم نادر چیزی از هجوم وحشیانه اش به هند و اطراف و اکناف نمی کاهد. گاهی هم این افتخار و شور میهنی می تواند منجر به فاجعه شود. صدام حسین فکر می کرد سردار قادسیه ست، هیتلر رویای ناپلئون شدن را در سر داشت و قوم خویش را برتر می دانست و ژاپن در هنگام جنگ دوم جهانی رویای امپراتوری بزرگ آفتاب را در سر داشت. چه اینها ملتی را هم پشتیبان خویش می دیدند.
  • در مورد «چرخش» در اندیشه ی بشری هم این نکته را لازم به ذکر می دانم که منظورم نوعی از اندیشیدن و رسیدن به نتایجی ست که بیشتر پیش زمینه ها و فرضیات در مورد آن علم خاص را باطل کرده و بازگشت به آن را عملا غیر ممکن می کند. بنده لزوما التفاتی به اسامی ای که در پست قبل ذکر کردم ندارم و حتی با اندیشه ی برخی شان نظیر نیچه و مارکس سر ناسازگاری دارم؛ اما نمی توان از تاثیر آنها در اندیشه ی بشری سخن نراند. در مورد خاص مکیاولی (ماکیاولی) هم این را بایستی عرض کنم که بر خلاف تصور عموم، مکیاولی اندیشمندی بزرگ در علم سیاست بوده نه یک شیطان بالفطره.
  • دکتر سید جواد طباطبایی در آثار اخیرش مخصوصا مجموعه ی «زوال اندیشه ی سیاسی» با واکاوی در آثار گذشتگان و تحلیل تاریخی و سیر آنها و مطالعات تطبیقی، گوشه هایی از علل عقب ماندگی و انحطاط در سرزمین ایران را بررسی نموده. مطالعه ی آن را به دوستان علاقمند پیشنهاد می کنم. در این کتابهاست که می بینیم هنگامی که تمدن مغرب زمین بوسیله ی همان چرخش ها و آن دانشمندان و متفکران به پیشرفت نائل شد، صوفیانی که متفکران قوم ما بودند در مورد جنس بالهای فرشتگان و هورقلیا و... سخن می راندند و در سیاست نامه های خود مشغول توجیه عقیدتی ِظلم و ستم ِخونریزترین حاکمان مشرق زمین بودند.
  • شاید هم بیشتر ( نه همه ی ) علل پیشرفت تمدن غربی ( فارغ از موقعیت جغرافیایی آن ) ریشه اش در مشرق زمین باشد. حال چه نیرنگستان آریایی-اسلامی چه خاور دور. اما این چیزی از اهمیت این پرسش کم نمی کند که چرا عقب ماندیم؟ چه خوب است دوستانی که با خواندن پست قبلی گویا به «فغان» آمده بودند به این هم بیاندیشند که چرا اکنون تبدیل به یکی از عقب مانده ترین ملل دنیا تبدیل شده ایم. شنزاری که در آن نفت یافت می شود و شاید دیگر هیچ...

۱۳۸۹ شهریور ۴, پنجشنبه

تساهل از نوع دوم


«کاملاً فرق می کند اگر به کسی بگوییم : «این عقایدی که تبلیغ می کنی وحشتناک، نادرست و زیانبار است، ولی سرت را از تن جدا نمی کنم و کار را به دست حق تعالی می سپارم»، تا این که بگوییم : «هر چه دلت می خواهد درباره ی مذهب بگو، چون موضوع ابداً اهمیتی ندارد.»
درس گفتارهایی کوچک در باب مقولاتی بزرگ / لشک کولاکوفسکی / ترجمه ی روشن وزیری / نشر نگاه معاصر / صفحه 45 / 256 صفحه / 5000 تومان

این کتاب بسیار جالب و خواندنی مجموعه ی مقالاتی از فیلسوف و متفکر لهستانی لشک کولاکوفسکی ست که به تازگی با وی آشنا شده ام. از کولاکوفسکی کتابهای دیگری هم در بازار موجود است که اینجا می توانید مشاهده کنید.

۱۳۸۹ مرداد ۱۵, جمعه

تاریخ ایران مدرن


«تاریخ ایران مدرن» نام جدید کتاب «یرواند آبراهامیان» مورخ ارجمند و فرهیخته است که به تازگی منتشر شده. نویسنده در کتاب قبلی خود «ایران مابین دو انقلاب» که درباره ی وقایع تاریخی سده ی اخیر نوشته شده، به مرور تاریخ ایران در حدفاصل مابین انقلاب مشروطه تا انقلاب سال 57 شمسی می پردازد. در این کتاب البته با رویکردی نو مردم، اقتصاد، تحولات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را در دوران شروع مدرنیزاسیون کشورمان تا دوره ی اخیر بررسی می کند.
کتاب با ترجمه ی روان و نیز مطالب خواندنی و تحلیلی در اختیار علاقمندان قرار داده شده. از ویژگی های دیگر این کتاب می توان وجود منابع آماری و جداول و نیز عکس هایی جالب از تمبرهای پستی دورانهای مختلف است که گویای مطالب نهفته ی زیادی ست.

تاریخ ایران مدرن / نوشته ی یرواند آبراهامیان / ترجمه ی ابراهیم فتاحی / نشر نی 1389 / 352 ص / 6000 تومان

۱۳۸۹ مرداد ۸, جمعه

از خشم نظر کردی دل زیر و زبر کردی



فروید در بخشی از کتاب مختصر و البته خواندنی «تمدن و ملالت های آن» از امری به نام فشار متمدن شدن می گوید. فشاری که در فرآیند متمدن شدن بر شخص وارد شده و او را از برخی اعمال باز می دارد. مانند خشمگین شدن، حمله ور شدن به چیزی یا کسی، فریاد کشیدن و دیگر اعمال و رفتارهایی که در جوامع متمدن امروز خلاف عرف و عادت محسوب شده و حتی مستوجب جزا و کیفر است.
این فشار به نوبه ی خود در برخی مکانها و زمانها غیرقابل کنترل شده و البته به صورتی حتی ناهنجارتر وارد عمل می شود. گذشته از اینکه نظریه ی فروید و حتی خود رشته ی روانکاوی چه قدر از نظر متخصصان علمی ، آزمونی، آزمایشی، ابطال پذیر و اثبات شده باشد؛ می توان علل برخی رفتارها را با این نظریه تا حدی دریافت.
این یادداشت را به خاطر این نوشتم که دیروز در همین ساعات دچار بخشی از همین فرآیند فشار تمدن شدم. خشمگین شدم، فریاد زدم و دق و دلی ام بر سر یک هندوانه ی بخت برگشته در انباری ِ خانه درآوردم. توجیه پذیر نیست، فقط آرزو می کنم که دیگر دچار چنین فشاری نشوم، شاید سوپاپ اطمینانی و فشار شکنی این بار نباشد.

۱۳۸۹ تیر ۲۷, یکشنبه

Extreme of Utopia


انسانی که انسان دیگر را به هر دلیل بکشد، به پایان تاریخ نرسیده است. ایدئولوژی ها و اندیشه ها حتی همان لیبرالیسم هم از پایان تاریخ صحبت کرده اند ( فرانسیس فوکویاما ). جایی که دیگر همه چیز به انتهایش می رسد. اما با نگاهی به جهان امروز درمی یابیم آنچه که کم کم به پایانش نزدیک می شویم انسانیت و آنچه که به حد نهایتش نزدیک می شود خوی وحشی گری ست.
اریک هابزبام تاریخ نویس معروف، قرن بیستم را عصر نهایت ها خوانده بود. عصری که با وجود دو جنگ جهانی و جنگ های متعدد منطقه ای، همه ی اصول انسانی را زیرپا گذاشت و به نهایت خونریزی و بی رحمی رسید.
طبق افسانه های باستان، آدمیزادی با قتل شروع شد. هابیل و قابیل تاریخ بشریت را با خونریزی آغاز کردند و اکنون می بینیم در گوشه گوشه ی جهان ادامه ی همان سنت را. اگر پای صحبت اندیشمندان آرمانشهرباور و اسطوره نگر هم بنشینی نهایتا در می یابی که یا از هابیل می گویند یا از قابیل. یعنی آرمانشهرشان، سیطره و چیرگی ِ یکی از دو سمت است. در هیچکدام از این اتوپیاها نشانی از همزیستی اندیشه ها نیست. هم الغالبون.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

نمایشگاه کتاب

هرگاه که موعد فرارسیدن نمایشگاه کتاب می شود اینجانب بنا به وظیفه ی شرعی، ملی، میهنی، تاریخی، جغرافیایی، دریادار مدنی، سپهبدقرنی و شهید اویس قرنی خونش به جوش آمده و کتاب معرفی می کند. سال گذشته هم در وبلاگی که به طرز ایستاده ای دچار مرگ مغزی شده ولی هنوز نفس می کشد، کتابهایی را برای خرید به دوستان معرفی کردم. این بار هم این سنت را ادامه می دهم. توضیح اینکه به دلیل کمبود جا و نیز کمبود وقت و حوصله ی شما خواننده ی گرامی توضیح خاصی درباره ی کتاب نمی دهم و آن را به وقتی موکول می کنم که یکان یکان بر سر فرصت بتوانم از تک تک کتابها شرحی البته ناقص و مختصر بنویسم.
با راست کلیک کردن و انتخاب صفحه یا زبانه ی جدید، بر روی نام کتاب وارد سایت آدینه بوک خواهید شد که مشخصات کتاب را ذکر کرده.
* معمولا بنده کتابهای شهید اهل قلم و رند عافیت سوز و استاد نادیده ام علی اکبر سعیدی سیرجانی را به همه سفارش می کنم. بر روی نام استاد کلیک کنید تا مجموعه ی کتابهای وی را ببینید. کتابهای استاد بسیار خواندنی ست.
* ایران 1427 عزم ملی برای توسعه ی علمی و فرهنگی / رضا منصوری
* آزادی و خیانت به آزادی: شش دشمن آزادی بشر / آیزایا برلین
*
در جست وجوی آزادی / آیزایا برلین
*
اخلاق در حوزه عمومی: تاملاتی در باب ارزش ها و نهادهای دموکراتیک/ علی میرسپاسی
*
چند گفتار درباره ی توتالیتاریسم / مجموعه ی مقاله
*
درسهایی کوچک درباب مقولاتی بزرگ/ لشک کولاکوفسکی
* روح پراگ / ایوان کلیما
* چند کتاب خوب از رامین جهانبگلو : موج چهارم - زمانی برای انسانیت بشر - بین گذشته و آینده
* هزار توهای بورخس / خورخه لوییس بورخس
* مشتاقی و مهجوری گفتگوهایی درباره ی سیاست و فرهنگ / مصطفی ملکیان
*
چرندیات پست مدرن: سوء استفاده روشنفکران پست مدرن از علم / آلن سوکال
*
مجموعه ی کتابهای کوچکی که نشر فرهنگ معاصر چاپ کرده هم بسیار جالب و خواندنی ست. موضوعاتی از قبیل آگاهی، کوانتوم، فلسفه ی علم، پژوهش،

۱۳۸۹ اردیبهشت ۳, جمعه

Absurd


«ساحت ِپروردگار را رازی ست که اگر آشکار شود، چیزی از نبوت باقی نمی ماند» عین القضات همدانی

پاتریشیا های اسمیت در داستان «خانه ی سیاه» از مرد جوانی می گوید که در میکده ای در شهر کوچکی در آمریکا از زبان مردم محلی ماجراهایی درباره ی خانه ای می شنود که ویرانه ای است و به قول این مردم محل تجمع ارواح و اشباح و دیوانگان و... است. مرد جوان کنجکاو می شود تا از راز این خانه سر دربیاورد. به آن خانه رفته و چیزی نمی یابد. خانه ای ویرانه بدون هیچ جنبنده ای و حتی کوچکترین خطری. وقتی به میکده بازمی گردد و این خبر را به آنها می دهد، مردم وحشت زده شده و یکی از انها به وی حمله می کند و او را می کشد.*

سرگذشت و فرجام غم انگیز عین القضات را هم می توانید از اینجا بخوانید.
* برگرفته و خلاصه شده از این کتاب:
اسلاوی ژیژک / تونی مایرز / ترجمه ی احسان نوروزی / نشر مرکز / چاپ اول 1385 / 212صفحه / 3300 تومان / صفحات 155-156


به میمنت و مبارکی سایت بلاگر دات کام یعنی سایت مدیریت وبلاگ های سرویس دهنده ی گوگل که بنده از آنجا وبلاگم را آپدیت می کنم مسدود شده. بعید می دانم این بار حرکتی صورت بگیرد. تا دو سه روز آینده شاید از این مکان به مکانی دیگر کوچیدم. گویی تقدیر ما همین است.
الان هم با یک شیلترفکن وارد وبلاگم شده ام.
----------------
از عصر امروز از بلاگر رفع فیلتر شد. به خیر گذشت :) کمی غمگین بودم

۱۳۸۹ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

درآمدی بر روشنگری


«خرد در نظر روشنگر بدین معناست : کسی را نباید به نام هر دین و ایدئولوژی و آرمانی که باشد، آزار داد، هراساند، دست انداخت، از برخورداری از حقوق مادی محروم کرد، آزادیش را ربود، شکنجه اش کرد یا کشت.
در این معنا همه ی فرهنگ های بشری هم رای هستند. با کسی که این سخن را بی چون و چرا نپذیرد، گفتگو بی فایده است...نتیجه این می شود که باید به هر ایدئولوژی ای ... که به پایان بردن ِحقوق بشر ره بَرَد یا این حق کشی را توجیه کند، حمله برد. حتی اگر آن دیدگاه بسی رام و نرمخو بنماید. تجربه نشان داده است در این زمینه هر چه بدبین تر باشیم ، بهتر است. از این رو باید هر گونه تلاشی برای مسخره کردن خرد و نسبی ساختن مفهوم آن به دست روشنفکران ِبازی باخته، همانگونه مبارزه کنیم که علیه خشک اندیشان ِسرسخت، پیگیرانه می رزمیم.
خرد انتقادی غربی پیشداوری ای اتفاقی نیست. هر کس که به نام یک ایدئولوژی آزار می بیند یا محکوم به اعدام می شود، قدر چنین خردی را می داند و خرد روشنگر اروپایی را بر بدیلهای آن ترجیح می دهد. ممکن است گفته شود این موضوع، موضوع سلیقه است. آری اما چه سلیقه ی خوبی است.»

سطور آخر یکی از کتابهایی که خریده ام.
شگردها، امکانها و محدودیتهای بحث با بنیادگرایان - درآمدی بر روشنگری / نوشته ی هوبرت شلایشرت / ترجمه ی محمدرضا نیکفر / انتشارات طرح نو / چاپ دوم 1387 / 240 صفخه / 5500 تومان

۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه

زبان ِخیانتکار



«وقتی زبان مادری‌ات 127 فعل داشته باشد که مستقیم صرف می‌شوند، وقتی هزاران فعل دیگر را باید به کمک فعل معین صرف کرد و این فعل هم درست همان فعلی باشد که برای ِعمل همخوابگی بکار می‌رود، آن وقت زبان خیانتکار می‌شود.»
وردی که برّه‌ها می‌خوانند - رضا قاسمی - ص 22
* کتاب به‌صورت فایل پی دی اف در اینترنت موجود است.
* وب سایت رضا قاسمی

این کتاب شاید اولین رمان آنلاین باشد که فصل به فصل و شب‌های متوالی و متمادی تایپ شد و در دسترس خوانندگان قرار گرفت. رضا قاسمی نویسنده‌ی بسیار خوبی‌ست. دو کتاب ِدیگر دارد. چاه بابل و همنوایی شبانه‌ی ارکستر چوبها. کتاب اولی همانند کتاب وردی که... مجوز چاپ نگرفت و البته نخواهد گرفت. امتیاز داستانهای قاسمی فضای بدیع و گفتگوهای جذابی‌ست که در متن داستان است. حکایت ِغربت ِایرانی‌ها و در اروپا و بازگشتهایی به زندگی ِگذشته. حیرانی و سرگشتگیِ شرقی‌های شرق گریز ِ گرفتار در غرب و البته حکایت ِ مهجور اما مکرر ِعشق.
-----
میزبان دوستی وبلاگی هستم. علیرضای نازنین

۱۳۸۸ بهمن ۲۸, چهارشنبه

تاملات کافکایی 16


* ابراهیم می‌خواست ایمانش را به خداوند ثابت کند. اسماعیل این وسط چه‌کاره بود؟
* یعنی ایوب جواب سئوالاتش را از خداوند گرفت؟*
* هیچ چیز را هول‌انگیز تر از «انسان» ندیدم.
-------------------------------------------------------------
* پی‌نوشت: رجوع شود به کتاب تاثیر گذار «یادبود ایوب در جهان ِکافکا»

۱۳۸۸ بهمن ۹, جمعه

La nature et la regle



لذتی‌ست ناگفتنی. هدیه کردن اوقات خوش به دیگران. آن هم در این زمانه‌ی بد و پر از بدی. آن هم در خنگ آباد اهورایی.
کتابی به‌تازگی خریده و خوانده‌ام که از دوجهت ممتاز و خواندنی و آموزنده بود. یکم آنکه درباره‌ی موضوعی بود که مدتهاست برایم سئوال برانگیز بوده و البته که هست و آن این سئوال که در ذهن ما چه می‌گذرد؟ و دوم آنکه این کتاب گفتگویی‌ست میان یک دانشمند نوروبیولوژیست (عصب شناس) و یک فیلسوف برجسته. گفتگویی برپایه‌ی آداب واخلاق گفتگو (Diskursethik)، همان که هابرماس برآن اصرار می‌ورزد.
چنین کتابی‌ست:
طبیعت و قاعده / ژان پیر شانژو و پل ریکور / ترجمه‌ی دکتر عبدالرحمن نجل رحیم و بابک احمدی / تهران نشر مرکز / چاپ اول 1387 / 424 صفحه مصور / 8000 تومان.
این کتاب گفتگویی آزاد میان فیلسوف بزرگ فرانسوی پل ریکور با دانشمندی عصب شناس و صاحب مقالات و کتابهایی معتبر در این زمینه به‌نام ژان پیر شانژو. هر کدام از منظری به نحوه‌ی تفکر و ذهن انسان می‌پردازند. به قول نویسندگان کتاب، یکی استدلالهای بنیان کن خود را در مواجهه با روش علمی نامتعین می‌یافت و دیگری واقعیتهای بی چون و چرای خود را در مقابل سرنگون می‌دید.
و نکته‌ی مهم احترامی بود که هر یک برای دانسته‌ها و داشته‌های فکری هم داشتند و بحث معرفتی و علمی و فلسفی را به های و هوی و جنجال نمی‌کشاندند. زیرا که می‌دانستند ادراک بیشتر از تفاهم وسیعتر برمی‌خیزد.

۱۳۸۸ بهمن ۳, شنبه

سرابی به‌نام «عدالت اجتماعی»


چه بخواهیم چه نخواهیم مدعای دولت فعلی امری به‌نام «عدالت» است. این‌که تصمیم سازان و تصمیم گیرندگان این دولت چه‌قدر از واژه‌ی عدالت شناخت داشته و نیت و قصد واقعی‌شان از تکرار این واژه چیست، امری‌ست که هنوز بر نگارنده مکشوف نشده است.
سعی می‌کنم در نوشتارهایی کوتاه و با استفاده از آرای ‌فریدریش فون هایک
متفکر اتریشی و حواشی هرچند کوتاه و نارسایی بر نظریات وی، به این امر بپردازم که نتیجه‌ی منطقی و عینی ِ برنامه ریزی متمرکز از طرف دولت برای اجرای عدالت اجتماعی چیزی جز استبداد حکومت و درماندگی شهروندان نخواهد بود.

* هایک در یکی از تحقیقات خود به‌نام «ضد انقلاب علم» کاربرد کورکورانه‌ی روشهای مرسوم در علوم طبیعی در علوم اجتماعی را مورد انتقاد قرار می‌دهد. وی می‌گوید درک تمام و کمال جامعه نشدنی‌ست و نمی‌توان هیچ نظمی را در آن به‌طور مصنوعی ایجاد کرد.
* هایک هر نوع افزایش اقتدار اقتصادی دولت را خطری برای آزادی شهروندان می‌داند. وی معتقد است نهاد بازار بر اساس تکامل به نظمی خودجوش دست یافته و برهم زدن تعادل بازار باعث برهم ریختن ساختار جامعه می‌شود.
* او قانون را هم یک نظم خودجوش می‌داند که به‌طور عقلایی و ارادی توسط انسان‌ها بوجود نمی‌آید، بلکه توسط یک جریان انتخاب تدریجی، قواعد حقوقی ِموثر و مفید، برای تضمین آزادی و رونق بوجود می‌آیند.

این نوشتار بخش اول از مروری بر نظرات فون هایک بود.

منابع مورد استفاده در این مقالات:
1- درباره‌ی هایک / موسی غنی نژاد / مجموعه‌ی نگرش فلسفی 1 / موسسه‌ی پژوهشی نگاه معاصر / چاپ اول 1381 / 1200 تومان
2- اندیشه‌های سیاسی و اقتصادی هایک / ایمون باتلر / فریدون تفضلی / نشر نی / چاپ اول 1387 / 4000 تومان
3- در سنگر آزادی / فریدریش فون هایک / عزت ا... فولادوند / نشر لوح فکر / چاپ دوم 1382 / 2500 تومان

۱۳۸۸ دی ۲۳, چهارشنبه

پاسخی وشرحی به نظر یک دوست


دوست محترم و فرهیخته و رنج‌دیده، جناب آقای کیانی، در ذیل کامنتی، انتقاداتی و حاشیه‌هایی بر پست قبلی داشت که بسیار روشنگر و راهگشا بود. ضمن قبول تمامی اتهامات، لازم دانستم توضیحی بر مطلب مبهم و ناقص خود داشته باشم.
* در مورد اولویت آموزش و پرورش و نیز قانونمندی و لزوم وجود فرهنگ احترام و اجرای قانون بر دانستن فلسفه با ایشان همرای هستم. البته هر دو خوب می‌دانیم که تحت تاثیر ریچارد ررتی بدین نکته واقف شدیم.
* در مورد لزوم وجود حوزه‌ای به‌نام حوزه‌ی خصوصی و حفظ حریم آن و احترام به‌این حوزه با آن صاحب قلم همراهم. کوتاهی و نارسایی مطلب شاید باعث ایجاد این شبهات شده بود.
* اما... دوست گرامی، درست است که به قول ررتی، دموکراسی بر فلسفه اولویت دارد اما این تفکر فلسفی و بالطبع منطقی‌ست که بشر را از دست اسطوره‌ها و خدایان قاهر و دژم یونانی نجات داد و با گذر این نوع تفکر(؟) از غار تاریک و تنگ تصورات خویش، به جهان نو وارد شد. نقش فلسفه را در شکل گیری تفکر و پیشرفت بشری نمی‌توان حتی کمرنگ نشان داد. بنیان دموکراسی ِامروزین، تفکر فلسفی‌ست. شاید بتوان به‌صورت دموکراتیک حتی با فلسفه دشمنی نمود؛ اما این همان چاقویی‌ست که دسته‌ی خودش را می‌برد.
* منظور اصلی بنده در پست قبلی، خطر چیرگی خرد ابزاری بر خرد انتقادی (سنجنده) بود. خرد ابزاری می‌تواند به بمب اتم و استفاده از آن برای هر مقصدی ختم شود، بدون توجه به پیامدهایش و خرد انتقادی می‌تواند با وجود بمب‌هایی حتی دهشتناکتر از آن، جهانی پیشرفته و آرام به‌وجود آورد.

با آرزوی رنجی کمتر برای هر انسانی در هر گوشه‌ای از این جهان ملال انگیز

۱۳۸۸ دی ۱۶, چهارشنبه

The Work of Intellectualism


« نقش ِروشنفکر این نیست که به دیگران بگوید چه باید بکنند. روشنفکر به چه حقی می‌تواند چنین کند؟... کار روشنفکر این نیست که اراده‌ی سیاسی ِدیگران را شکل دهد؛ کار روشنفکر این است که از رهگذر تحلیل‌هایی که در عرصه‌های خاص ِخود انجام می‌دهد، امور بدیهی و مسلم را از نو مورد پرسش و مطالعه قرار دهد، عادتها و شیوه‌های عمل و اندیشیدن را متزلزل کند، آشنایی‌های پذیرفته شده را بزداید...»
خلاصه‌ای از پشت جلد کتاب ایران: روح یک جهان بی روح و 9 گفتگوی دیگر با میشل فوکو / ترجمه‌ی نیکو سرخوش، افشین جهاندیده / تهران / نشر نی / چاپ ششم 1387/ 230 صفحه / 3600 تومان
همانطور که حدس می‌زدم، خرده گرفتند که اولاً چرا نوشتی؟ دوماً شاید اشتباه بوده باشد. من نه داعیه‌ی روشنفکری دارم نه در آن مقام هستم و نیز ذات روشنفکر بودن را هم قبول ندارم. این که هر چه آن خسرو کند شیرین بود و هر چه یک نفر بگوید درست باشد را همچنین نمی‌توانم بپذیرم. موافقم که تقریرات پست قبلی ممکن است آلوده به بدبینی، اشتباهات، مغالطه و... باشد اما دیدی‌ست که فعلاً به آن رسیدم.
فرآیند تفکر پیچیده و لایه لایه‌ست. گفتار و نوشتار خود محدودیتی هستند که سد راه ابراز تفکرند. نمی‌توانم فعلاً آنچه را که بدان رسیده‌ام نفی کنم. بله این جنبش محسنات زیادی دارد که دوستان به نیکی و به تمامی در بخش نظرات نوشتند.